تبليغاتX
سوگوار خموش - ادامه رحم کن!
برای دلداری دیگران لازم نیست درد کسی را درمان کنیم٬کافیست به او بگوییم تو تنها نیستی.
رحم کن بر کسانی که به بندهای ابریشمین عشق گره خورده اند و خود را ارباب دیگران می دانند و حسرت می خورند و وجود خود را مسموم می سازند و عذاب می دهند. زیرا نمی فهمند که عشق و همه چیز مثل باد در تغیر است اما حتی بیش از آنان‘ رحم کن بر کسانی که از ترس این که عاشق شوند‘ می میرند و به نام عشق بزرگتری که آن را نمی شناسند‘ دست رد به سینه ی عشق می زنند هیچ یک از این اشخاص‘ این قانون تو را نمی دانند که می گوید:« هر کس از آبی که من به او می دهم بنوشد‘ هرگز تشنه نخواهد ماند

رحم کن بر کسانی که جهان هستی را تا حد یک توضیح‘ و خدا را تا حد یک معجون جادوئی‘ و انسان را تا حد یک موجود که نیازهای اصلی اش رفع شود‘ پائین می آورند. زیرا هرگز موسیقی کرات را نمی شنوند. اما حتی بیش از آنان رحم کن بر کسانی که ایمان کور دارند و در آزمایشگاه های خود جیوه را به طلا تبدیل می کنند و دورشان را کتاب هایی درباره ی اسرار(« تاروت» ورق های عکس دار برای فال گرفتن) و نیروی اهرام گرفته است. هیچ یک از این اشخاص‘ این قانون تو را نمی دانند که می گوید:«هر کس که به سان کودکان‘ ملکوت خدا را درنیابد‘ از هیچ راهی وارد آن نخواهد شد.»

رحم کن بر کسانی که جز خود را نمی بینند و دیگران برای آنان به خلاصه ای مبهم و دوردست می مانند. آنان با لیموزین از خیابان ها می گذرند و خود را در دفتر کارشان‘ در بالاترین طبقه ساختمان‘ که به تهویه مطبوع هم مجهز است‘ زندانی می کنند واز انزوای قدرت‘ رنج می برند و صدایشان هم در نمی آید.اما حتی بیشتر از آنها رحم کن بر کسانی که هر کاری را برای هر کسی انجام می دهند و نیکوکارند وتنها از طریق عشق می خواهند بر شر پیروز شوند. زیرا هیچ یک از این اشخاص‘ این قانون تو را نمی دانند که می گوید:«بگذار آن که شمشیری ندارد جامه اش را بفروشد تا شمشیری بخرد.»

بارالها‘ رحم کن بر ما که یک مشت گناهکاریم که در پی قدیسین در سراسر جهان پراکنده ایم. زیرا ما حتی خود را نمی شناسیم و اغلب فکر می کنیم لباس بر تن داریم‘ در حالی که عریانیم. معتقدیم که جنایتی مرتکب شده ایم‘ در حالی که در واقع جان کسی را نجات داده ایم. هنگامی که رحمتت را شامل حال همه ی ما می کنی‘ از خاطر مبر که شمشیر ما‘ در دست یک فرشته و یک شیطان است و هردو‘ یک دست هستند. زیرا ما اهل دنیائیم و اهل دنیا هم می مانیم و به تو نیاز داریم. ما همیشه به قانون تو نیاز داریم که می گوید:«وقتی شما را بدون کیف پول‘ کوله پشتی و صندل فرستادم‘ چیزی کم نداشتید.»  

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت 16:20  توسط خزان | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
همدیگر را دوست بدارید، اما محبت را به زنجیر نکشید. بگذارید محبت دریای مواجی باشد در میان کرانه های نفوس شما، تا هر کس جام دوستی های خود را از آن لبریز کند، اما محتاط باشید که هیچگاه همگی از یک کاسه ننوشید!!!


آماده تبادل لینک هستم.



نوشته های پیشین
مهر 1388
خرداد 1388
بهمن 1387
دی 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
پیوندها
زندگی زیباست
پر کردن کارت اهدا عضو
عمیق ترین نقطه زمین
محکوم به زندگی
تقدیم به تنها عشقم علی
Hi ToOoOo By
طرفداران هری پاتر
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM


.::منبع کد آهنگ.::<