![]() |
![]() |
|
| برای دلداری دیگران لازم نیست درد کسی را درمان کنیم٬کافیست به او بگوییم تو تنها نیستی. |
|
مگه قرار نبود که من چشماتو از یاد ببرم!!؟ بهم بگو چرا هنوز‚ از همیشه عاشق ترم!!؟ مگه قرار نبود برام مثل غریبه ها بشی!!؟ مگه نخواستم بری‚ از دل من جدا بشی!!؟ مگه قرار نبود دیگه فکرمو درگیر نکنی!!؟ دیگه به چشمای سیات چشمامو زنجیر نکنی!!؟ مگه قرار نبود که این فاصله طولانی بشه!!؟ دریای عشق من و تو یک شب طوفانی بشه!!؟ مگه قرار نبود!!!!!!!! پس چرا اشتیاق من از هر زمانی بیشتره!!؟ پس چرا خدا نگاهتو از خاطرم نمی بره!!؟ مگه قرار نبود دیگه فکرمو درگیر نکنی!!؟ دیگه به چشمای سیات چشمامو زنجیر نکنی!!؟ مگه قرار نبود!!!!!!!!
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 13:41 توسط خزان |
|
|
بیا آرام اشک بریزیم. بیا دورا دور برای خودمان زندگی کنیم. کسی باور نمی کند که ما چه آرام ولی بیقرار‚اما ساده گناه کردیم. امشب هردوی ما رهسپار جاده ایم. همدیگر را به جاده می سپاریم و گریه هامان بدرقه راهمان. چگونه جواب دهم صبر این همه انتظار را؟ و اینک چگونه روز موعود با سنگدلی تمام دست هامان را از هم جدا کردند!؟ مدتی هست نغمه ی بغض مرا می شنوی.اما گوش های تو سنگین شده. اشک امانم نمی دهد شاید این گریه ی من لب به سخن وا نکند. برایت می نویسم. نامه ام را به باد می سپارم تا زیر پایت بنشاند شبانگاه. به تو می گویم که دلم یخ زده است. شاید این صبر من به سرانجام نرسد و تن خسته ی من تاب نیارد به سفر. شاید این کلبه بی پنجره ی قلب تنم درهم شکند بی تو! به تو می گویم‚ عمر دل کوتاه است و شاید همین روز به پایان برسد. حال که نیستی‚ چه سردم بی تو. چرا من هیچ ندانم بی تو؟ من بعد تو کسی را دوست نمی دارم و نمی دارم دوست. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 0:19 توسط خزان |
|
|
ساقی بده پیمانه ای ‚ ز آن می که بی خویشم کند بر حسن شور انگیز تو‚ عاشق تر از پیشم کند زان می که در شبهای غم‚ بارد فروغ صبح دم غافل کند از بیش و کم‚ فارغ ز تشویشم کند نور سحر گاهی دهد‚ فیضی که می خواهی دهد با مسکنت شاهی دهد‚ سلطان درویشم کند سوزد مرا سازد مرا‚ بیگانه از خویشم کند بستاند ای سرو سهی‚ سودای هستی از رهی یغما کند اندیشه را‚ دور از بد اندیشم کند. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 0:15 توسط خزان |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
همدیگر را دوست بدارید، اما محبت را به زنجیر نکشید. بگذارید محبت دریای مواجی باشد در میان کرانه های نفوس شما، تا هر کس جام دوستی های خود را از آن لبریز کند، اما محتاط باشید که هیچگاه همگی از یک کاسه ننوشید!!!
آماده تبادل لینک هستم. |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 خرداد 1388 بهمن 1387 دی 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 |
| پیوندها |
|
زندگی زیباست پر کردن کارت اهدا عضو عمیق ترین نقطه زمین محکوم به زندگی تقدیم به تنها عشقم علی Hi ToOoOo By طرفداران هری پاتر |
|
RSS
|