![]() |
![]() |
|
| برای دلداری دیگران لازم نیست درد کسی را درمان کنیم٬کافیست به او بگوییم تو تنها نیستی. |
|
روزی که میگفتی من با تو می مانم روزی که دانستی من بی تو می میرم روزی که با عشقت بستی به زنجیرم بازنده من بودم ٬ این بوده تقدیرم باور نمی کردم هرگز جدایی را آن آمدن با عشق این بی وفائی را عاشق نبودی تو من عاشقت بودم در قبله گاه عشق بودی تو معبودم آرام و آسوده در خواب خوش بودی یک لحظه من بی تو هرگز نیاسودم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 13:14 توسط خزان |
|
|
سه معجزه تز برادرمان مسیح هست که تاکنون در کتاب مقدس ثبت نشده:
اول آنکه او مردی بود چون تو و من دوم آنکه او حس شوخ طبعی داشت سوم آنکه او میدانست پیروز است٬ اگر چه مغلوب است. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:33 توسط خزان |
|
|
نشنو از ني ني حصيري بينواست بشنو از دل دل حريم کبرياست ني بسوزد خاک و خاکستر شود دل بسوزد خانه ي دلبر شود... |
|
+ نوشته شده در
جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 13:31 توسط خزان |
|
|
هر چه درباره تو و خودم نوشتم دروغ بود درباره آن نبود که اتفاق افتاد بلکه آن بود که میخواستم اتفاق بیافتد درباره ی حسرت هایم بود آویزان از شاخه های دوردست و بلند تو درباره ی تشنگی ام که از چاه رویاهایم بر می خاست همه٬ نقشی بود که بر روشنائی زدم هر چه درباره تو و خودم نوشتم واقعیت داشت زیبائی تو یعنی سبد میوه ای در سبزه زار دلتنگی برای تو یعنی آخرین چراغ بر تیر آخرین کوچه در آخرین شهر حسادت به تو یعنی با چشمانی بسته در میان قطارهای شبانه دویدن سعادت من یعنی رودخانه ای آفتاب به دل و سد فروشکن هر چه درباره تو و خودم نوشتم دروغ بود. هر چه درباره تو و خودم نوشتم واقعیت داشت. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 12:56 توسط خزان |
|
|
خسته ام از کشیدن بار تن خسته ام از دستانم ...حرف هایم آتش چاه است حرفهایم. روزی سر می رسد٬ ناگهان روزی می آید سنگینی قدم هایم را در دل احساس خواهی کرد قدم هایم دور می شوند و از همه دشوار تر برای تاب آوردن همین سنگینی خواهد بود. وقت رفتن است وقت رفتن است وقت افتادن به تهی تاریک٬ یکباره هرگز نخواهم فهمید خزیدن کرم ها درون جمجمه ام را پوسیدن گوشت تنم را. یاد مرگ لحظه ای تنهایم نمی گذارد این یعنی مرگ همین نزدیکی ها ست. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 12:52 توسط خزان |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
همدیگر را دوست بدارید، اما محبت را به زنجیر نکشید. بگذارید محبت دریای مواجی باشد در میان کرانه های نفوس شما، تا هر کس جام دوستی های خود را از آن لبریز کند، اما محتاط باشید که هیچگاه همگی از یک کاسه ننوشید!!!
آماده تبادل لینک هستم. |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 خرداد 1388 بهمن 1387 دی 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 |
| پیوندها |
|
زندگی زیباست پر کردن کارت اهدا عضو عمیق ترین نقطه زمین محکوم به زندگی تقدیم به تنها عشقم علی Hi ToOoOo By طرفداران هری پاتر |
|
RSS
|